عاشقانگی های مرد تنها
|
بهترین جای جهان . . . ؟ !
سلام مهمونای عزیز خونۀ من.خوش اومدید
اینبار می خوام یه سؤال بپرسم و نظر شما رو بدونم و یه مقایسه بکنم با ایدۀ یه ترانه سرای ناب که از کوچه های تهران قدیم قد می کشه.تو جوونی برای تحصیل به انگلیس می ره.
در ایتالیا،یونان و البته فرانسه عاشقانگی رو یاد می گیره و با جاودانه های شاعر قرن بیست،فدریکو گارسیا لورکا،به گل می نشینه...
در کرانه های آبی کاسپین(خزر)،چمخاله،رامسر،بابلسر دریایی می شه.
با بزرگان بزرگی میکنه(یا بزرگشون می کنه یا پا به پای اونا بزرگ می شه / کسایی مثل گوگوش،داریوش،مهرداد،ابی، فرهاد مهراد، ستار،معین،فریدون فروغی،منصور و خیلیای دیگه و البته خودش که عاشقونه تر ترانه هارو اجرا می کنه)...
بهترین جای جهان کجاست؟؟!
نظرات عاشقونۀ خودتونو برام بنویسید...تو پست بعدی نظر " شهیار قنبری " رو هم می نویسم تا یه مقایسه ای بکنیم
*****************************
و من مردی تنها
ایستاده بر آستانۀ بی کران ِ تا انتهایکرنگ
،تا افق،تا آسمان،
به تو می اندیشم،
تو که همراه من نیستی
تو که حتی به یاد من نیستی...
و از تو آبی می شوم،آبی تر از دریا
بی تو اما در تو ویران می شوم تنها