تبليغاتX
مرد تنها -
عاشقانگی های مرد تنها
 

 

 

 

 

 

 

 

 

بس که بد می گذرد زندگی اهل جهان

مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند

 

***

 

بوی عیدی،بوی توت،بوی کاغذرنگی

بوی تند ماهی‌ دودی،وسط سفرۀ نو

بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ

 

با اینا زمستونو سر می‌کنم

با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

 

شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکۀ عیدی از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخوردۀ لای کتاب

 

با اینا زمستونو سر می‌کنم

با اینا خستگی مو در می‌کنم

 

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیاه

شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور

برق کفش جفت‌شده تو گنجه‌ها

 

با اینا زمستونو سر می‌کنم

با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

 

عشق یک ستاره ساختن با دو لک

ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

 

با اینا زمستونو سر می‌کنم

با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

 

بوی باغچه،بوی حوض،عطر خوب نذری

شب جمعه،پی فانوس توی کوچه گم شدن

توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی

 

با اینا زمستونو سر می‌کنم

با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

با اینا بهارو باور می کنم

 

>>> از ماندگار های شهیار قنبری با صدای ناب فرهاد که یادش به خیر باد

 

 

***

 

من مردی تنها در آستانـۀ فصلی نو

فصل نو شدن

فصل از نو نو شدن

فصل از تو نو شدن

در آستانۀ چشمانت که تعبیر چشمه های جوشان زندگیند

تعبیر می شوم

همچون بسیاری از تلخ خوابه های دل

که نه ...شیرین می شوم

شیرین که نه،فرهاد می شوم

 

***

 

به لحظۀ تحویل سال عاشقانگی چیزی نمونده نازنین

عیدی من لبخند تو با هر چه عشق ... فقط همین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 22:58  توسط مرد تنها  |