عاشقانگی های مرد تنها
|
تا تو پناه من شدی من به خودم رسیدم
به آسمانی پر ِ نور ، به اوج عشق رسیدم
من از قبیلۀ غم ، من از تبار اندوه
با عشق تو یگانه من به خدا رسیدم
شب از دلم بریده از ترس چشمان تو
به ظهر عاشقانه ، به چشم تو رسیدم
پیش از تو شهر غم ها خرابۀ دلم بود
با دست عاشق تو ، من به خوشی رسیدم
ماه و ستارگانِ هفت آسمان فدایت
با سِحر عاشقانت تا آسمان رسیدم
با تو تمام جاده ، هموار و بی خطر شد
مسافر دلت ، من ، به عاشقی رسیدم